قبرس، نگینی آبی در شرقیترین نقطه دریای مدیترانه، نهتنها تلاقی فرهنگهای یونانی و ترکی دارد بلکه میراث غذاییاش بازتابی است از هزاران سال جابهجایی انسانها و تعامل ملل. در هر لقمه از غذاهای سنتی این جزیره، طعمی از تاریخ، عطری از ادویههای شرق و بافتی یادآور سادگی زندگی روستایی نهفته است. اگر بهدنبال تجربهای فراتر از صرف یک وعده غذایی هستید و دوست دارید به روایت سرزمین خوابیده در میان موجها گوش دهید، این ۹ خوراک ناب قبرسی را از دست ندهید.
غذاهای اصیل و خانوادگی
- سولاکیا (Souvlakia): کبابهای ترد و معطر گوشت بره، مرغ یا خوک که با سبزیجات تازه و نان پیتای نازک بهصورت پاکتی سرو میشود. عطری از رزماری و آویشن در کنار سس تُزاتزیکی، این لقمه را به محبوبترین خوراک خیابانی بدل کرده است.

- هالومی (Halloumi): پنیر سفت و کشدار قبرسی که از شیر بز و گوسفند ساخته میشود. گریلشده یا سرخشده با روغن زیتون و نعنا، رنگ و بوی خاصی به بشقاب کباب و سالاد میدهد.

- کلفتیکو (Kleftiko): قطعات گوشت بره که در گودالی خاکی و با حرارت غیرمستقیم خاک پخته میشد؛ امروز در فر و با سبزیجات معطر دمکنی میشود و با ماست و سیبزمینی، شاهکاری از لطافت و عمق طعم بهوجود میآورد.

- پستیتسیو (Pastitsio): لازانیای قبرسی با ماکارونیهای بزرگ، سس بشامل غلیظ، گوشت چرخکرده و نعنا، که پس از پخت در فر رویش طلایی میشود و با سالاد تازه سرو میگردد.

- کوپپیا (Koupepia): دلمه برگ مو یا فلفل دلمهای، پرشده از برنج، گوشت و سبزیهای معطر. نسخهای قبرسی از دلمههای کلاسیک منطقه بالکان که در جشنها جایگاهی ویژه دارد.

ابتکارهای خیابانی و مختص روزمره
- کفس (Koupes): توپکهای برشتهی گندم و گوشت چرخکرده که با جعفری و ادویهجات پر شده و در روغن سرخ میشوند؛ ترد و گرم، بهترین همراه نوشیدنیهای خیابانی.

- لووی (Louvi): خوراک لوبیا چشمبلبلی ساده با آبلیمو و پیاز؛ سبک، کمکالری و مقوی که معمولاً دوشنبه و سهشنبهها در همه خانهها پخته میشود.

- سولا (Souvla): بره یا مرغ کبابی روی سیخهای بلند که ساعتها با حرارت ملایم زغال پخته میشود. این غذا نهتنها خوشطعم بلکه بهانهای است برای دورهمی و گفتوگوی طولانی زیر آسمان.

- شفتالیا (Sheftalia): سوسیسِ باریک و خوشعطر از گوشت خوک یا بره با پوششی از پرده روده؛ کبابشده و سروشده در نان لواش، همان فِستفود محلی قبرس است.

قدمزدن در کوچهپسکوچههای شهرهای ساحلی قبرس، معطر به بویِ ادویهها و صدای گپوگفت مردم محلی است. هر یک از این نه خوراک، پنجرهایاند به تاریخِ جزیره و دعوتیاند برای چشیدنِ فرهنگِ مردمانی که سالها پیش از ما از هر لقمه، قصهای برای گفتن داشتهاند. اگر به قبرس سفر کردید، کنار دریا یا در دل کوهستان، حتما فرصتی برای این تجربههای خوشمزه پیدا کنید و اجازه دهید هر طعم، شما را به اعماق تاریخِ این خاک ببرد.

عاطفه کیانی
دبیر بخش مستندنگاری سفر و فرهنگ | عکاس، نویسنده و پژوهشگر گردشگری
سفر، زبان مادری من است؛ زبانی که نه با کلمات، که با نگاه آموختم و با لنز روایتش میکنم.
من عاطفه کیانی هستم، جغرافیدانی که سرنوشتم نه در نقشههای کاغذی، که در جادههای ناپیدای سفر رقم خورد. فارغالتحصیل رشته جغرافیای طبیعی از دانشگاه تهران با گرایش ژئومورفولوژی، اما همیشه میدانستم که جغرافیا برایم تنها مطالعهی اشکال زمین نیست، بلکه کشف رابطهی عمیق انسان با محیطی است که در آن زیست میکند.
مسیر حرفهای: از دانش جغرافیا تا هنر روایت سفر
آغاز رسمی فعالیت حرفهای من به سال ۱۳۹۶ بازمیگردد، زمانی که با یک دوربین ساده و دفترچهای پر از رویا، نخستین وبلاگ سفر شخصیام را با عنوان “نقشههای گمشده” راهاندازی کردم. در آن سالها، وبلاگنویسی سفر در ایران هنوز در ابتدای راه بود و من از معدود زنانی بودم که به تنهایی سفر میکردم و تجربیاتم را به شکلی مستقل و صادقانه به اشتراک میگذاشتم.
دوران وبلاگنویسی برایم مدرسهای تمامعیار بود: آموختم چگونه یک چشمانداز طبیعی را نه فقط به عنوان صحنهای زیبا، بلکه به مثابه بایگانی تاریخ زمینشناسی بخوانم؛ یاد گرفتم که هر مسیر کوهستانی داستان شکلگیری خود را دارد و هر درهای روایتی از آب و زمان را در خود نهفته است. این دوره سه ساله، بیش از ۵۰ سفر میدانی در سراسر ایران را شامل میشد که حاصل آن مجموعهای غنی از عکسها، یادداشتها و مشاهدات مردمشناختی بود.
دوره خبرنگاری آزاد: پیوند تخصص و هنر
از سال ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۱، به عنوان خبرنگار آزاد با چندین مجلهی معتبر گردشگری و طبیعتگردی همکاری کردم. این فرصت، پنجرههای جدیدی به رویم گشود:
-
گزارشهای میدانی از مناطق کمتردیدهشدهی ایران مانند تالابهای آذربایجان غربی، غارهای استان کرمان، و جوامع عشایری زاگرس
-
تولید محتوای تخصصی در زمینه گردشگری پایدار و اکوتوریسم
-
همکاری در پروژههای مستندسازی میراث طبیعی ایران
-
برگزاری کارگاههای عکاسی سفر و روزنامهنگاری میدانی
در این دوره بود که سبک منحصربهفردم در تلفیق دانش جغرافیایی با روایتگری هنری شکل گرفت. من به دنبال ثبت “مکان” صرف نبودم، بلکه میخواستم “حس مکان” را منتقل کنم—آن انرژی نامرئی که یک مکان را از نقطهای جغرافیایی به فضایی معنادار تبدیل میکند.
دبیری مستندنگاری سفر و فرهنگ: مسئولیتی مقدس
از مهرماه ۱۴۰۱، به عنوان دبیر بخش مستندنگاری سفر و فرهنگ در یکی از معتبرترین مجلات گردشگری ایران مشغول به کار شدم. در این نقش، مأموریتی فراتر از تولید محتوا بر عهده دارم:
۱. طراحی و نظارت بر پروژههای مستندسازی جامع:
-
پروژه “حافظهی زمین”: مستندسازی مناظر طبیعی در معرض خطر ایران
-
پروژه “آواهای فراموششده”: ثبت موسیقیها و زبانهای محلی درحال فراموشی
-
پروژه “راههای تاریخی”: بازشناسی و مستندسازی مسیرهای کاروانروی تاریخی
۲. پرورش نسل جدید مستندنگاران سفر:
طراحی و تدریس در دورههای آموزشی تخصصی برای عکاسان و نویسندگان جوان گردشگری
۳. ایجاد استانداردهای اخلاقی در مستندنگاری:
تدوین چارچوبهای اخلاقی برای عکاسی و گزارشنگاری از جوامع محلی با حفظ کرامت و حریم خصوصی افراد
۴. پژوهشهای میانرشتهای:
ترکیب روشهای پژوهش جغرافیایی، مردمشناسی و هنرهای دیداری برای خلق آثاری عمیق و چندلایه
فلسفهی کاری من
“مستندنگاری برایم ثبت واقعیت نیست؛ تفسیر لایههای پنهان واقعیت است.”
من به سه اصل پایبندم:
۱. اصالت در نگاه: هر مکان را از دریچهای منحصربهفرد میبینم و از کلیشهها پرهیز میکنم.
۲. احترام به سوژه: چه انسان باشد، چه طبیعت—همواره با تواضع نزدیک میشوم و با سپاس دور میشوم.
۳. تلفیق دانش و احساس: اطلاعات جغرافیایی و تاریخی را با ادراک حسی درهم میآمیزم تا مخاطب نه فقط بداند، بلکه حس کند.