
“سکوت، صدای سیکا (چرخه) سنگها را میشکافد.” این همان هایکو الهامبخش ماتسوو باشو، شاعر نامی ژاپنی، پس از پیمودن پلههای سنگی معبد ریشاکوجی در سال ۱۶۸۹ بود. امروز نیز، رد پای این شاعر بزرگ را دنبال کنید و آرامشی کمنظیر را در منطقهای کشف کنید که همچنان از ازدحام گردشگران بینالمللی در امان مانده است. شمال ژاپن، بهویژه استان یاماگاتا و منطقه توهوکو، با کمتر از دو درصد بازدیدکننده بینالمللی، گنجینهای پنهان از جاذبههای طبیعی و فرهنگی است که تجربهای اصیل و منحصربهفرد از ژاپن را به ارمغان میآورد. این منطقه، بر خلاف مقاصد شناختهشدهای چون کیوتو و استراحتگاههای زمستانی هوکایدو، امکان کاوش معابد بودایی در دل کوهستانها، استراحت در چشمههای آبگرم سنتی (اونسن)، و حتی اسکی در کنار پدیدهای بیبدیل به نام “هیولاهای برفی” را بدون هرگونه ازدحام فراهم میکند.
شمال ژاپن: پلهای به بهشت در معبد ریشاکوجی یامادرا
معبد ریشاکوجی، که به طور عام با نام یامادرا (به معنای معبد کوهستانی) شناخته میشود، یکی از مقدسترین اماکن در شمال ژاپن است. این معبد تاریخی که در سال ۸۶۰ میلادی تأسیس شد، بر صخرههای سنگی بنا شده است و باورها حاکی از آن است که روح مردگان در این مکان گرد هم میآیند. بیش از هزار پله سنگی، مسیر صعود به این معبد را تشکیل میدهد که در طول آن، سروهای باستانی سر به فلک کشیده، سنگقبرهای پوشیده از خزه، بناهای یادبود و مجسمههای متعدد چشماندازی معنوی و دلنشین را خلق میکنند. برای لمس مجسمه آمیدا بودا در سالن دعای ننبوتسودو مکث کنید؛ گفته میشود که این مجسمه قدرت شفابخشی دارد. اوج این سفر معنوی، رسیدن به گودایدو، یک سکوی دیدبانی است که فراتر از سالن اوبادو (مرز بهشت و جهنم) قرار گرفته و چشماندازهای وسیعی از رشتهکوههای اطراف را پیش روی بازدیدکنندگان میگشاید.
ردپای تاریخ و فرهنگ در شمال ژاپن: از باشو تا عمارتهای باستانی
موزه یادبود یامادرا باشو: این موزه، که به شاعر برجسته هایکو ژاپنی، ماتسوو باشو، اختصاص دارد، اطلاعات جامع و اغلب به زبان انگلیسی را در اختیار بازدیدکنندگان قرار میدهد. باشو پس از سفر به یامادرا از طریق مسیر تاریخی ماسالی توهوکو، اثر معروف خود، “جاده باریک به سمت شمال عمیق” را سرود که در آن مشاهدات و تجربههای خود را با سبک هایکو به تصویر کشید. در موزه، علاوه بر نمونههایی از آثار این شاعر، مطالبی درباره سفر او به توهوکو و همچنین آثار هنری شاگردان و پیروانش به نمایش گذاشته شده است. پیش از آغاز صعود به معبد، میتوانید با نوشیدن یک فنجان چای سبز ماچا، خود را برای این سفر فرهنگی تقویت کنید.
عمارت خانواده هما: ساکاتا در شمال ژاپن، در دوران اوج خود به عنوان یک شهر بندری، شاهد ظهور بازرگانان ثروتمندی بود که خانواده هما از برجستهترین آنها به شمار میرفتند؛ آنها در قرون هجدهم و نوزدهم به عنوان ثروتمندترین زمینداران ژاپن شناخته میشدند. موزه هنری هما، آثار اربابان فئودالی این خانواده و مجموعههای هنری دوره ادو را به نمایش میگذارد. ویلای سیانکاکو، که در سال ۱۸۱۳ ساخته شد و بعدها به انحصار امپراتور شوآ هیروهیتو درآمد، در نزدیکی موزه قرار دارد. این ویلا مشرف به یک باغ سنتی ژاپنی با حوضچه و سنگهای ماسهای جمعآوری شده از سراسر ژاپن است. خانواده هما در ماههای زمستانی، کارگران خود را به مراقبت از باغها مشغول میکردند تا همواره شغلی برای آنها فراهم باشد. در روزهای صاف، میتوانید کوه چوکای، بلندترین قله استان یاماگاتا را از این مکان مشاهده کنید.
موزه عکاسی کن دومون: کن دومون، یکی از عکاسان فعال ژاپنی در دوران پس از جنگ، عکسهای بینظیری از افراد مشهور و عادی، صحنههای زندگی روزمره، و هنر مذهبی ژاپن را ثبت کرده است. هدف او آشکار کردن روح ژاپن از طریق لنز دوربینش بود. این موزه در سال ۱۹۸۳ در زادگاه دومون، ساکاتا، افتتاح شد و به عنوان نخستین موزه اختصاصی عکاسی در ژاپن شناخته میشود. تعداد زیادی از دوستان هنرمند دومون نیز آثار خود را به این موزه اهدا کردند، از جمله ایسامو نوگوچی که مجسمه وی حیاط بیرونی موزه را مزین کرده است.
سفرهای ریلی و آبی جذاب در شمال ژاپن: تجربه طبیعت بینظیر
قطار گردشگری کایری: کایری بخشی از شبکه “قطارهای شاد” (Happy Trains) است که با هدف افزایش سفرهای ریلی طراحی شدهاند. این قطار دیزلی چهارواگنه، در طول خط ساحلی بین شهرهای ساکاتا و نیگاتا در حرکت است. سفر ۲.۵ ساعته با عبور از مناظر چشمنواز دریای ژاپن، دشتهای داخلی و سه کوه مقدس دوا همراه است. اما آنچه این سفر را واقعا برجسته میکند، منوی غذایی است که توسط سرآشپزهای مشهور منطقه طراحی شده است. میتوانید از خلاقیتهای آشپزی آنها در واگن رستوران لذت ببرید یا از قبل “بنتو” (غذای بستهبندی شده ژاپنی) سفارش دهید.
سفر در رودخانه موگامی: در دوران ادو (۱۶۰۳ تا ۱۸۶۷)، رودخانه ۱۴۲ مایلی موگامی شاهرگ حیاتی برای حمل و نقل برنج، گل گلرنگ و سویا بود و به عنوان مسیر بازرگانی به قطب تجاری ساکاتا خدمت میکرد. حتی باشو نیز در سفر خود به توهوکو، با قایق از رودخانه موگامی عبور کرد. امروزه میتوانید یک سفر یک ساعته با قایق را تجربه کنید که توسط خط بیزو ارائه میشود. این منظره در پاییز، زمانی که برگها با رنگهای قرمز، نارنجی و زرد تپههای حاشیهای، صخرهها و آبشارها را میپوشانند، به بهترین حالت خود میرسد. در طول مسیر، قایقرانان مسافران را با آهنگهای محلی سرگرم میکنند و توقف کوتاهی در یک کافه شناور برای امتحان کردن ماهی شیرین کبابی روی چوب (آیو) فراهم میآورند.
شمال ژاپن: ذخیرهگاههای برنج و داستان بازرگانان ثروتمند
انبارهای برنج سانکیو سوکو: برنج، کالایی بسیار ارزشمند برای بازرگانان رودخانه موگامی بود. در دهانه آبراه ساکاتا، ردیف انبارهایی در سال ۱۸۹۳ برای ذخیرهسازی کیسههای برنج ساخته شدند که به انبارهای سانکیو سوکو معروفند. از ۱۲ انبار اصلی، ۹ انبار همچنان کاربری اولیه خود را حفظ کردهاند. این سازهها با طراحی هوشمندانهای ساخته شدهاند: سایه درختان زلکووا برای تنظیم دما و رطوبت، سقفهای دولایه برای جریان هوا، و دیوارهای چوبی روغنکاری شده برای محافظت از برنج در برابر آفتها. حتی کانالهای باریک اطراف ساختمانها نیز با هدف جلوگیری از ورود خرچنگها، موشهای صحرایی و دیگر آفات ساخته شده بودند. سه انبار باقیمانده اکنون به یک رستوران، موزه تاریخی برنج شونای، و ساکاتا یوم نو کورا (یک فروشگاه صنایع دستی که محصولات غذایی متنوع یاماگاتا را عرضه میکند) تبدیل شدهاند.
یامابوشی و معابد بودایی: ژرفای معنویت در شمال ژاپن
یامابوشی: راهبان کوهستانی و مسیر شیندو: برای بیش از ۱۴۰۰ سال، پیروان فرقه شوگندو، که ترکیبی از اصول بودایی و پرستش طبیعت شینتوئیسم است، سه کوه مقدس دوا را میپرستند. این کوهها، سفری نمادین از مرگ تا تولد را به تصویر میکشند: کوه هاگورو نماد زندگی حال، کوه گاسان نماد زندگی گذشته، و کوه یودونو نماد زندگی آینده است. راهبان شوگندو، معروف به یامابوشی، بر این باورند که از طریق تمرینات سخت بدنی و روحی و پیوند با طبیعت، میتوانند به خودشناسی و الهامات معنوی دست یابند. این تمرینات شامل پیادهروی در مسیرهای دشوار، غسل در نهرهای سرد کوهستانی و زیر آبشارها، مراقبه، مناجات و مصرف وعدههای غذایی گیاهی ساده میشود. آموزشهای یامابوشی، که پیش از این پنهانی بودند، اکنون برای عموم آزاد شدهاند. خدایان هر سه قله در کوه هاگورو پرستش میشوند، جایی که ۲۴۴۶ پله سنگی به یک بتکده چوبی قرن چهاردهمی و یک درخت سرو هزار ساله در مسیر قله منتهی میشود.

زنپوجی: استراحتی در معبد بودایی: اگر به دنبال تجربهای از یک معبد بودایی هستید اما بدون سختیهای آموزش یامابوشی، معبد زنپوجی گزینهای عالی در شمال ژاپن است. این معبد ۱۰ اتاق ساده تاتامی، وعدههای غذایی گیاهی، مراقبه ذن (زازن) و مراسم دعای صبحگاهی در ساعت ۵:۳۰ صبح را ارائه میدهد. زنپوجی در نزدیکی شهر تسوروکا (با قدمتی از قرن نهم) واقع شده و به خدای اژدهای آب اختصاص دارد، از این رو در میان صنعت ماهیگیری طرفداران زیادی دارد. کمکهای اهدایی از سوی پیروان آن در سال ۱۸۸۳، منجر به ساخت گنبد ۵ طبقهای شد که در نوع خود در ژاپن منحصربهفرد است. در داخل تالار ۵۰۰ آرهات، مجموعهای خیرهکننده از بیش از ۵۰۰ مجسمه قرار دارد که هر کدام نمادی از شاگردان بودا هستند.
اونسنهای بینظیر شمال ژاپن: از گینزان رمانتیک تا زائو برفی
استان یاماگاتا با ۸۳ استراحتگاه اونسن (چشمه آبگرم طبیعی)، انتخابهای متنوعی برای مراقبت و درمان ارائه میدهد. اما گینزان اونسن، با ظاهر قاب چوبی خود که یادآور دوران ادو است، تجربهای بیمانند را فراهم میآورد. این اونسن که ورود ماشینها به آن محدود شده، در درهای باریک قرار گرفته و رودخانهای از میان آن میگذرد، همراه با فروشگاهها، رستورانها و ده مسافرخانه سنتی ژاپنی (ریوکان). به دلیل محدودیت اقامتگاهها، رزرو حداقل شش ماه پیش از سفر توصیه میشود. از چهار کاروانسرای چوبی که بیش از یک قرن پیش ساخته شدهاند، مسافرخانه نوتویا با قدمتی هفده نسلی، شهرت ویژهای دارد. فوجییا نیز ریوکانی مدرن با ویژگیهای سنتی است که توسط کنگو کوما (طراح ورزشگاه ملی توکیو برای المپیک ۲۰۲۰) طراحی شده. زمستان، به دلیل بارش برف سنگین، بهترین زمان برای بازدید از گینزان است که منظرهای رمانتیک و رویایی ایجاد میکند.
زائو اونسن: اسکی در کنار هیولاهای برفی شمال ژاپن:
در زمستانهای پیست اسکی زائو اونسن در یاماگاتا، پدیدهای منحصر به فرد به نام “هیولاهای برفی” شکل میگیرد. این شکلهای غولپیکر برفی، نتیجه یخ زدن برف و یخ بر روی درختان در ارتفاعات هستند که مناظر عجیب و فوقالعادهای را در اطراف پیستهای اسکی و اسنوبورد خلق میکنند.
بهترین زمان برای مشاهده این هیولاهای برفی، ماه فوریه است، اما فصل اسکی از دسامبر تا مه ادامه دارد. در تابستان نیز، پیادهروی در این منطقه بسیار محبوب است. در طول سال، میتوانید از موزه نوشیدنی یاماگاتا زائو دیدن کنید و نوشیدنی تخمیری ژاپنی (ساکی) را امتحان کنید. این کافه شناختهشده، ۴۹ نوع ساکی مختلف را از کارخانههای محلی عرضه میکند.
مطالب مرتبط
- مهمترین دیدنی های ژاپن
- خیابان شانزلیزه و طاق پیروزی: نبض تپنده پاریس و شکوه جاودان تاریخ فرانسه
- آتشفشانهای ژاپن:
- کاخ بزرگ بانکوک: نگین تاریخی تایلند و قطب معنوی پادشاهی

عاطفه کیانی
دبیر بخش مستندنگاری سفر و فرهنگ | عکاس، نویسنده و پژوهشگر گردشگری
سفر، زبان مادری من است؛ زبانی که نه با کلمات، که با نگاه آموختم و با لنز روایتش میکنم.
من عاطفه کیانی هستم، جغرافیدانی که سرنوشتم نه در نقشههای کاغذی، که در جادههای ناپیدای سفر رقم خورد. فارغالتحصیل رشته جغرافیای طبیعی از دانشگاه تهران با گرایش ژئومورفولوژی، اما همیشه میدانستم که جغرافیا برایم تنها مطالعهی اشکال زمین نیست، بلکه کشف رابطهی عمیق انسان با محیطی است که در آن زیست میکند.
مسیر حرفهای: از دانش جغرافیا تا هنر روایت سفر
آغاز رسمی فعالیت حرفهای من به سال ۱۳۹۶ بازمیگردد، زمانی که با یک دوربین ساده و دفترچهای پر از رویا، نخستین وبلاگ سفر شخصیام را با عنوان “نقشههای گمشده” راهاندازی کردم. در آن سالها، وبلاگنویسی سفر در ایران هنوز در ابتدای راه بود و من از معدود زنانی بودم که به تنهایی سفر میکردم و تجربیاتم را به شکلی مستقل و صادقانه به اشتراک میگذاشتم.
دوران وبلاگنویسی برایم مدرسهای تمامعیار بود: آموختم چگونه یک چشمانداز طبیعی را نه فقط به عنوان صحنهای زیبا، بلکه به مثابه بایگانی تاریخ زمینشناسی بخوانم؛ یاد گرفتم که هر مسیر کوهستانی داستان شکلگیری خود را دارد و هر درهای روایتی از آب و زمان را در خود نهفته است. این دوره سه ساله، بیش از ۵۰ سفر میدانی در سراسر ایران را شامل میشد که حاصل آن مجموعهای غنی از عکسها، یادداشتها و مشاهدات مردمشناختی بود.
دوره خبرنگاری آزاد: پیوند تخصص و هنر
از سال ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۱، به عنوان خبرنگار آزاد با چندین مجلهی معتبر گردشگری و طبیعتگردی همکاری کردم. این فرصت، پنجرههای جدیدی به رویم گشود:
-
گزارشهای میدانی از مناطق کمتردیدهشدهی ایران مانند تالابهای آذربایجان غربی، غارهای استان کرمان، و جوامع عشایری زاگرس
-
تولید محتوای تخصصی در زمینه گردشگری پایدار و اکوتوریسم
-
همکاری در پروژههای مستندسازی میراث طبیعی ایران
-
برگزاری کارگاههای عکاسی سفر و روزنامهنگاری میدانی
در این دوره بود که سبک منحصربهفردم در تلفیق دانش جغرافیایی با روایتگری هنری شکل گرفت. من به دنبال ثبت “مکان” صرف نبودم، بلکه میخواستم “حس مکان” را منتقل کنم—آن انرژی نامرئی که یک مکان را از نقطهای جغرافیایی به فضایی معنادار تبدیل میکند.
دبیری مستندنگاری سفر و فرهنگ: مسئولیتی مقدس
از مهرماه ۱۴۰۱، به عنوان دبیر بخش مستندنگاری سفر و فرهنگ در یکی از معتبرترین مجلات گردشگری ایران مشغول به کار شدم. در این نقش، مأموریتی فراتر از تولید محتوا بر عهده دارم:
۱. طراحی و نظارت بر پروژههای مستندسازی جامع:
-
پروژه “حافظهی زمین”: مستندسازی مناظر طبیعی در معرض خطر ایران
-
پروژه “آواهای فراموششده”: ثبت موسیقیها و زبانهای محلی درحال فراموشی
-
پروژه “راههای تاریخی”: بازشناسی و مستندسازی مسیرهای کاروانروی تاریخی
۲. پرورش نسل جدید مستندنگاران سفر:
طراحی و تدریس در دورههای آموزشی تخصصی برای عکاسان و نویسندگان جوان گردشگری
۳. ایجاد استانداردهای اخلاقی در مستندنگاری:
تدوین چارچوبهای اخلاقی برای عکاسی و گزارشنگاری از جوامع محلی با حفظ کرامت و حریم خصوصی افراد
۴. پژوهشهای میانرشتهای:
ترکیب روشهای پژوهش جغرافیایی، مردمشناسی و هنرهای دیداری برای خلق آثاری عمیق و چندلایه
فلسفهی کاری من
“مستندنگاری برایم ثبت واقعیت نیست؛ تفسیر لایههای پنهان واقعیت است.”
من به سه اصل پایبندم:
۱. اصالت در نگاه: هر مکان را از دریچهای منحصربهفرد میبینم و از کلیشهها پرهیز میکنم.
۲. احترام به سوژه: چه انسان باشد، چه طبیعت—همواره با تواضع نزدیک میشوم و با سپاس دور میشوم.
۳. تلفیق دانش و احساس: اطلاعات جغرافیایی و تاریخی را با ادراک حسی درهم میآمیزم تا مخاطب نه فقط بداند، بلکه حس کند.