گاهی زیباترین مقاصد سفر، در جایی پنهان شدهاند که کمتر انتظارش را داریم. در مرز استانهای فارس و کهگیلویه و بویراحمد، طبیعت جنوب ایران با تمام تصورات ما از خشکی و گرما، در هم میشکند و با آفرینش تنگه براق، منظرهای خیرهکننده و مسحورکننده را به نمایش میگذارد. این تنگه، مقصدی رویایی برای هر طبیعتگرد و ماجراجویی است که به دنبال تجربهای متفاوت و سرشار از زیبایی است.
چگونه به این بهشت پنهان برسیم؟
دسترسی به تنگه براق از دو استان همسایه امکانپذیر است:
- از استان فارس (اقلید): اگر سفرتان را از اقلید آغاز میکنید، باید حدود ۸۰ کیلومتر به سمت سده حرکت کنید و سپس با طی مسافت ۲۰ کیلومتری دیگر، به روستای تنگه براق برسید.
- از یاسوج: از یاسوج، با طی مسیری در حدود ۷۰ کیلومتر در جاده یاسوج به سپیدان، به این منطقه بکر و زیبا خواهید رسید.
روستای تنگه براق، خود بخشی از زیبایی این سفر است. این روستا در شیب ملایم کوهستان قرار گرفته و خانههایی از جنس سنگ، گل و چوب، در کنار خانههای جدیدتر با مصالح امروزی، به چشم میخورند. حیاط هر خانه، باغچهای سرسبز و دلپذیر است و دور تا دور روستا را مزارع برنج و باغهای میوه (سیب، آلو، هلو) فرا گرفته است. مردم روستا از اقوام لر و ترک هستند و با نوای موسیقی دلنشین خود، فضایی سرشار از آرامش و انرژی مثبت را ایجاد میکنند. اگر از مردم محلی بپرسید، حتماً شما را به سمت دریاچه ملاصدرا نیز راهنمایی خواهند کرد.

گشتی در دل طبیعت بکر تنگه براق
پس از رسیدن به روستا، سفر کشف و شهود واقعی آغاز میشود. مقصد نهایی ما در شمال روستاست. از میان باغهای میوه عبور میکنیم و وارد مسیری میشویم که میان کوهستانهای سر به فلک کشیده امتداد دارد. در این مسیر، رودخانه بالنگان با جوش و خروش فراوان و آبی زلال، راه خود را از میان صخرههای مرتفع کوهستان باز میکند تا به رودخانه کر بپیوندد.
همگام با رودخانه حرکت میکنیم. مسیر کمی سنگلاخ است، اما با هر قدم، تراکم درختان انبوه بیشتر میشود و منظرهای بینظیر از طبیعت بکر در کنار رودخانه پدیدار میگردد. با پیشروی در مسیر، بر زیبایی و شکوه طبیعت افزوده میشود؛ این همه سرسبزی در منطقهای که تصورمان از جنوب ایران متفاوت است، واقعاً حیرتآور است. نسیم خنکی که از کنار رودخانه میوزد، لذت پیادهروی را دوچندان میکند.
با نزدیک شدن به مقصد نهایی، صدای خروش آب بلندتر میشود و ناگهان، خود را در برابر منظرهای سحرآمیز مییابید: تنگه براق. این تنگه، میان دیوارهای سنگی سر به فلک کشیده و درختان در هم تنیده محصور شده و حجم زیبایی آن، شما را مسحور میکند. در اینجا، آبشاری بینهایت زیبا خودنمایی میکند؛ آبشار براق، نتیجه سرسختی رودخانه بالنگان است که آنقدر خود را به دیواره صخرهای کوبیده تا راهی گشوده و اکنون با شکوه تمام به پایین دره سرازیر میشود. این آبشار جادویی، با زیبایی بیحد و حصرش، هر بینندهای را به وجد میآورد.

شگفتیهای پنهان در تنگه و اطراف آن
در پایین آبشار، حوضچهای شفاف و زلال شکل گرفته که حاصل هنرنمایی آبشار است. خنکای آب این حوضچه در اواخر بهار و تابستان، بسیار دلپذیر و دعوتکننده است. اما فراموش نکنید که کف این حوضچه پر از صخرههای پنهان است، بنابراین از شیرجه زدن از ارتفاع بالا جداً خودداری کنید.
اگر سر بچرخانید و نگاهی به اطراف بیندازید، صخرههای سرسبز پوشیده از خزه را خواهید دید. در جای جای تنگه، قطرات آب به صورت مداوم فرو میریزند و صحنهای از “باران بیوقفه” را به نمایش میگذارند. در یک سمت تنگه، غاری آهکی و بسیار زیبا به چشم میخورد که دیوارههای آن نیز پوشیده از خزه است و قطرات آب به شکلی هنرمندانه از سقف آن به پایین میریزند. دیوارههای صخرهای در اثر فرسایش آب، شکل و شمایل جذابی به خود گرفتهاند؛ گاهی شبیه فیل و گاهی شبیه خرس به نظر میرسند، که نشاندهنده قدرت آرامشبخش آب در شکلدهی به سنگ سخت است.

تاریخ در دل طبیعت: سنگنوشته ساسانی
زیبایی تنگه براق تنها به طبیعت آن محدود نمیشود؛ این تنگه، یک میراث تاریخی نیز هست. در جایی از تنگه، یک سنگنوشته به زبان پهلوی قرار دارد که یادگار دوران ساسانی است. این سنگنوشته، صحنهای پرشکوه از شکار یکی از پادشاهان ساسانی را به تصویر کشیده و بر اهمیت تاریخی این منطقه میافزاید. حدود دویست سال پیش، این تنگه محل ییلاق عشایری بود که قصد عزیمت به اقلید را داشتند، که نشاندهنده اهمیت استراتژیک و طبیعی آن در طول تاریخ است.
بهترین زمان برای بازدید و تجربههای فصلی
تنگه براق در هر فصلی زیبایی خاص خود را دارد:
- بهار: اگر در بهار به تنگه براق سفر کنید، با رویش گلها و سرسبزی بینظیر، گویی بهشت را ملاقات خواهید کرد.
- تابستان: در تابستان، سرسبزی تنگه و خنکای آب، روح و جانتان را تسخیر میکند و لذت یک آبتنی کامل را خواهید برد. این فصل بهترین زمان برای فرار از گرمای تابستان و لذت بردن از خنکای آب و هوای مطبوع است.
- اوایل پاییز: اگر در اوایل پاییز به این تنگه برسید، جادویی هزار رنگ قلبتان را فرا میگیرد و برای همیشه در جانتان نفوذ میکند؛ ترکیب رنگهای پاییزی با سرسبزی درختان و خروش آب، منظرهای بیبدیل خلق میکند.
- زمستان: زمستان در تنگه براق، سخت و نفسگیر است. بارش برف فراوان، سرمای شدید و یخ بستن رودخانه و آبشار، دسترسی را تقریباً غیرممکن میکند. اما اگر بتوانید خود را به تنگه برسانید، سرمای هوا نیز در این تنگه، زیبایی بهشت را تفسیر میکند و منظرهای از سکوت و آرامش مطلق را پیش رویتان میگذارد.
هوای معتدل بهار و تابستان سبب شده تا تنگه براق مقصد بسیاری از طبیعتگردان باشد، اما هوای سرد پاییز و زمستان، این تنگه را مقصد عشاق واقعی طبیعت میگرداند که به دنبال تجربهای متفاوت و بکر هستند.

برنامهریزی برای سفری بهشتی: کشف بهشت مهجور ایران
اگر قصد آغاز سفر و یک اکتشاف جدید را دارید، تنگه براق یک شروع عالی است. برای یک سفر هوشمندانه، حتماً قبل از عزیمت منطقه را به خوبی بررسی کنید. مرز بین دو استان فارس و کهگیلویه و بویراحمد، یکی از مهجورترین بهشتهای ایران است و آنقدر زیبایی در خود پنهان کرده که دیدگاه شما را نسبت به طبیعت کشورمان تغییر خواهد داد.
با کمی برنامهریزی، میتوانید سری به آبشار جادویی مارگون یا آبشار تنگه یاسوج بزنید. همچنین، حتماً روح خود را در تنگ بستانک (بهشت گمشده) صیقل دهید و از زیبایی تام و تمام آن برخوردار شوید. تنگه تیزاب نیز در همان حوالی قرار دارد و میتواند مکمل این سفر بهشتی باشد. این منطقه، واقعاً پتانسیل تبدیل شدن به یکی از قطبهای اصلی اکوتوریسم ایران را داراست و با برنامهریزی و زیرساختهای مناسب، میتواند میزبان گردشگران داخلی و خارجی بیشتری باشد.

عاطفه کیانی
دبیر بخش مستندنگاری سفر و فرهنگ | عکاس، نویسنده و پژوهشگر گردشگری
سفر، زبان مادری من است؛ زبانی که نه با کلمات، که با نگاه آموختم و با لنز روایتش میکنم.
من عاطفه کیانی هستم، جغرافیدانی که سرنوشتم نه در نقشههای کاغذی، که در جادههای ناپیدای سفر رقم خورد. فارغالتحصیل رشته جغرافیای طبیعی از دانشگاه تهران با گرایش ژئومورفولوژی، اما همیشه میدانستم که جغرافیا برایم تنها مطالعهی اشکال زمین نیست، بلکه کشف رابطهی عمیق انسان با محیطی است که در آن زیست میکند.
مسیر حرفهای: از دانش جغرافیا تا هنر روایت سفر
آغاز رسمی فعالیت حرفهای من به سال ۱۳۹۶ بازمیگردد، زمانی که با یک دوربین ساده و دفترچهای پر از رویا، نخستین وبلاگ سفر شخصیام را با عنوان “نقشههای گمشده” راهاندازی کردم. در آن سالها، وبلاگنویسی سفر در ایران هنوز در ابتدای راه بود و من از معدود زنانی بودم که به تنهایی سفر میکردم و تجربیاتم را به شکلی مستقل و صادقانه به اشتراک میگذاشتم.
دوران وبلاگنویسی برایم مدرسهای تمامعیار بود: آموختم چگونه یک چشمانداز طبیعی را نه فقط به عنوان صحنهای زیبا، بلکه به مثابه بایگانی تاریخ زمینشناسی بخوانم؛ یاد گرفتم که هر مسیر کوهستانی داستان شکلگیری خود را دارد و هر درهای روایتی از آب و زمان را در خود نهفته است. این دوره سه ساله، بیش از ۵۰ سفر میدانی در سراسر ایران را شامل میشد که حاصل آن مجموعهای غنی از عکسها، یادداشتها و مشاهدات مردمشناختی بود.
دوره خبرنگاری آزاد: پیوند تخصص و هنر
از سال ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۱، به عنوان خبرنگار آزاد با چندین مجلهی معتبر گردشگری و طبیعتگردی همکاری کردم. این فرصت، پنجرههای جدیدی به رویم گشود:
-
گزارشهای میدانی از مناطق کمتردیدهشدهی ایران مانند تالابهای آذربایجان غربی، غارهای استان کرمان، و جوامع عشایری زاگرس
-
تولید محتوای تخصصی در زمینه گردشگری پایدار و اکوتوریسم
-
همکاری در پروژههای مستندسازی میراث طبیعی ایران
-
برگزاری کارگاههای عکاسی سفر و روزنامهنگاری میدانی
در این دوره بود که سبک منحصربهفردم در تلفیق دانش جغرافیایی با روایتگری هنری شکل گرفت. من به دنبال ثبت “مکان” صرف نبودم، بلکه میخواستم “حس مکان” را منتقل کنم—آن انرژی نامرئی که یک مکان را از نقطهای جغرافیایی به فضایی معنادار تبدیل میکند.
دبیری مستندنگاری سفر و فرهنگ: مسئولیتی مقدس
از مهرماه ۱۴۰۱، به عنوان دبیر بخش مستندنگاری سفر و فرهنگ در یکی از معتبرترین مجلات گردشگری ایران مشغول به کار شدم. در این نقش، مأموریتی فراتر از تولید محتوا بر عهده دارم:
۱. طراحی و نظارت بر پروژههای مستندسازی جامع:
-
پروژه “حافظهی زمین”: مستندسازی مناظر طبیعی در معرض خطر ایران
-
پروژه “آواهای فراموششده”: ثبت موسیقیها و زبانهای محلی درحال فراموشی
-
پروژه “راههای تاریخی”: بازشناسی و مستندسازی مسیرهای کاروانروی تاریخی
۲. پرورش نسل جدید مستندنگاران سفر:
طراحی و تدریس در دورههای آموزشی تخصصی برای عکاسان و نویسندگان جوان گردشگری
۳. ایجاد استانداردهای اخلاقی در مستندنگاری:
تدوین چارچوبهای اخلاقی برای عکاسی و گزارشنگاری از جوامع محلی با حفظ کرامت و حریم خصوصی افراد
۴. پژوهشهای میانرشتهای:
ترکیب روشهای پژوهش جغرافیایی، مردمشناسی و هنرهای دیداری برای خلق آثاری عمیق و چندلایه
فلسفهی کاری من
“مستندنگاری برایم ثبت واقعیت نیست؛ تفسیر لایههای پنهان واقعیت است.”
من به سه اصل پایبندم:
۱. اصالت در نگاه: هر مکان را از دریچهای منحصربهفرد میبینم و از کلیشهها پرهیز میکنم.
۲. احترام به سوژه: چه انسان باشد، چه طبیعت—همواره با تواضع نزدیک میشوم و با سپاس دور میشوم.
۳. تلفیق دانش و احساس: اطلاعات جغرافیایی و تاریخی را با ادراک حسی درهم میآمیزم تا مخاطب نه فقط بداند، بلکه حس کند.